قواعدی برای درخواست وتقاضا از دیگران



4- درخواست خود را با اعتقاد و اطمینان مطرح سازید. مطمئن ترین راه برای شکست آن است که مطالب ضد و نقیض بگوئید. اگر درخواستی که می کنید برای خود شما قانع کننده نیست، چگونه ممکن است دیگری را قانع سازید؟ بنابراین درخواست خود را با اطمینان مطرح کنید. این اطمینان، باید در کلمات و حرکات شما مشخص باشد.


5- تا به خواسته خود نرسیده اید دست از تقاضا برندارید. معنی این سخن این نیست که از همان فرد تقاضا کنید. لزومی هم ندارد که درخواست خود را دقیقاً به همان ترتیب اول مطرح سازید. فرمول موفقیت نهایی می گوید کارهای خود را مرتباً کنترل کنید تا بدانید به چه نتیجه ای رسیده اید و آنگاه نرمش و انعطاف داشته باشید و رفتار و مسیر خود را تغییر دهید تا به نتیجه دلخواه برسید.



اگر بخواهید ارتباط مفید و مؤثری برقرار کنید باید به عبارات نامفهوم و مبهم دقت کنید و بدانید چگونه سؤال کنید که جواب های دقیق و مشخص دریافت نمائید. مقصود از بکاربردن بیان دقیق آن است که اطلاعات مفیدتری بدست آورید. برای ایجاد تغییر در دیگران باید از تصورات درونی آنان اطلاع دقیقی داشته باشید.


چند قاعده دیگر را در سخن گفتن مراعات کنید: از بکاربردن کلماتی مانند خوب، بد، بهتر، بدتر ویا عباراتی که نشان دهنده نوعی قضاوت و یا ارزیابی است حتی الامکان خودداری کنید. گاهی افراد در سخنان خود از روابط علت و معلولی استفاده می کنند. مثلاً می گویند " از دست فلانی عصبانی شدم " یا اینکه " حرف هایش مرا به فکر انداخت " در این موارد بپرسید که دقیقاً به چه ترتیب فلان عامل باعث ایجاد فلان حالت شده است.


نکته دیگر این است که گاهی افراد طوری سخن می گویند که انگار افکار دیگران را می خوانند. مثلاً می گویند " می دانم که فلانی مرا دوست دارد " یا " شما حرف مرا باور نمی کنید" در مقابل بپرسید " از کجا می دانید؟ "


آخرین مطلبی راکه در این زمینه بیان می کنیم یک نکته دقیق و ظریف است که شایسته توجه است. کلمات " توجه " " دلیل" و " بیان " چه وجه اشتراکی دارند. همه آنها اسم هستند، اما در دنیای خارج نمی توان آنها را پیدا کرد. بعضی اسم گذاری ها دقت معنی را از بین می برند. مثلاً کسی می گوید"من به محبت نیاز دارم " اگر بپرسید " دلتان می خواهد چگونه به شما محبت شود؟" یا " بنظر شما محبت چیست؟ " در اینصورت مشاهده می کنید که مطلب روشن تر می شود.


از طریق پرسش های بموقع می توان جریان مکالمه و ارتباط را، در سطحی دقیق اداره کرد و برای این کار دو شیوه وجود دارد:


١-
درچهارچوب نتیجه: به جای اینکه بپرسید " مشکلش چیست یا از چه چیز ناراحت است" بپرسید " خواسته شما چیست؟" یا " چگونه می خواهید شرایط را عوض کنید" به این ترتیب مسیر گفتگو را از بحث درباره مشکل، به بحث درباره راه حل تغییر داده اید. شما باید مسیر بحث را بسوی آن نتیجه منحرف کنید و از بحث طولانی درباره مشکل خودداری کنید.


٢- استفاده از کلمات " چه " و " چطور" بجای " چرا " . پرسش هایی که با " چرا " شروع می شوند منجر به استدلال و توجیه و توضیح و عذر و بهانه می شوند، اما معمولاً اطلاعاتی به شنونده نمی دهند. افرادی که دارای قدرت ارتباط خوبی هستند در پی توجیه علت خرابی کارها نیستند، بلکه در پی آنند که کارها بخوبی پیش برود. پرسش درست، شما را به آن مسیر هدایت می کند.


/ 0 نظر / 8 بازدید